دلم گرفته، اى دوست! هواى گريه با من
گر از قفس گريزم كجا روم، كجا، من؟
كجا روم؟ كه راهى به گلشنى ندانم
كه ديده بر گشودم به كنج تنگنا، من
نه بستهام به كس دل نه بسته دل به من كس
چو تخته پاره بر موج رها، رها، رها، من
زمن هر آن كه او دور چو دل به سينه نزديك
به من هر آن كه نزديك ازو جدا، جدا، من!
نه چشم دل به سويى نه باده در سبويى
كه تر كنم گلويى به ياد آشنا، من
زبودنم چه افزود؟ نبودنم چه كاهد؟
كه گويدم به پاسخ كه زندهام چرا من؟
ستارهها نهفتم در آسمان ابرى ـ
دلم گرفته، اى دوست! هواى گريه با من...

خدایا:
مرا زين خودپرستي ها رها کن
چنان انديشه اي بر من عطا کن
که تقديري که از آن ناگزيرم
توانم جبر و قهرش را پذيرم
وبا عزمي چنان پيگير باشم
که نا تقدير را تغيير بخشم
خداجونم بیشتر از همیشه بهت نیاز دارم پس کمکم کن و تنهام نگذار.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
معذرت می خوام از همه ی دوستای گلم که به من محبت دارن ولی من
نتونستم محبتشونو جبران کنم ممنون از لطف همتون ![]()
خیلی وقته که رسیدم به انتهای نقطه ی سیاه زندگی
برام دعا کنین![]()
![]()
![]()
وقتی پيمان دل را می بستيم گفته بوديم فقط عاشق هستيم
ولی با عشق نگفتيم هرگز از دو نيمه نابرابر هستيم
گر چه از عاشقی و عاشق شدن بی زارم
از دلم چيزی نمانده که به تو بسپارم
در کنارم نیستی آرام باور میکنم
چشمهای خیسه خود را باز تر میکنم
عاشقت بودم تو هم مست دو چشمایه ترم
عاقبت از دوریت بر سینه خنجر میزنم
نام من رفت از دلت، خود را گرفتی از دلم
به خیالت من هوای یار دیگر می کنم




رفتم، مرا ببخش نگو او وفا نداشت ღ
راهی بجز گریز برایم نمانده بود ღ
این عشق آتشین پر از درد بی امید ღ
در وادی گناه و جنونم کشانده بود ღ




